تا ماه تا سکوت

متن مرتبط با «آتش بازی برج میلاد» در سایت تا ماه تا سکوت نوشته شده است

آتش بازی بر بام...

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 شعله ای پیچید،خاکستر شدند/باد آمد جملگی پرپر شدند من به او کی میرسم چون کو به کو*/شعرهایم میرسد حالا به او؟؟؟؟؟ xa0 *=کوه جمعشان کردم توی دیش ماهواره!!! خرجشxa0دو،سهxa0کبریت بود...باد میوزید آخر!!! میسوزاندمشان،میخندیدند... شعرهایم را میگویم همانها که در عاشقیهایم با من گریسته بودند... xa0 شعله که پایان گرفت،تو زنگ زدی!!!!گفتی:سرخپوست شدی هم قبیله؟؟؟حالا دیگر با دود سلام میدهی؟؟؟؟؟xa0 xa0 خاکسترشان به تو رسیده بودند گویاااااااا...... آن روز عصر برای همیشه آن خانه را ترک کردم...به تاریخ ...

    ادامه مطلب
  • در آتش خیال او با خود قدم زدم...

  • نیلوبلاگ

    پنج سال و سه ماه از آخرین باری که دیدمت میگذرد...اصلا خیال نداشتم حتی ده سال آینده هم ببینمت! میترسیدم ببینمت و تمام آنچه که آن روزها بودی، دیگر نباشی... میترسیدم سلام کنم و پاسخت به گرمی آن سالهای روشن نباشد...میترسیدم چشمهایم ...چشمهایت....اما چشم که باز کردم دیدم قدمهایم دارد کم کم خیابانت را به انتها میرسانند! و تپش قلبم با هر ضربان،تن لرزانم را ده قدم به جلو پرتاب می کرد...فکر نمی کردم بشود ، فکر نمی کردم ببینمت....اما فکر می کردم برای تو بد میشود...گرچه اهمیتی نداشت ایستادن دختری که دیگر ...

    ادامه مطلب