سلام,ما دقیقا الان وارد بیست و پنجم شدیم,تولدت مبارک,
نوشتم و نوشتم از همه ی احساسی که اون روزها بهت داشتم و هنوز فراموشم نشده,نوشتم که دوست داشتن مقدس تر از اونه که دور ریخته بشه,نوشتم که هنوزم میشه عاشق بود,تو باشی کار سختی نیست...نه,اینو ننوشتم,ترسیدم از رسیدن یوهویی سارا بالا سرت!
دکمه ی سند رو که زدم,نشستم چشم انتظار,نشستم که تیک دوم دلیور بخوره,شب تموم شد و تیک نخوردی...گفتم حتما اون ور دنیا هم شبه,حتما خوابی,حتما اگه روز هست,داری با سارا جشن تولد میگیری و گوشیت خاموشه,روزم تموم شد و تیک نخورد,هفته تموم شد و تیک نخورد...عید شد و تیک...نخورد...
من همه ی حسهای جدید رو با تو تجربه کردم...حتی بلاک شدن رو...
اگه یه سالی,گذرت به این وبلاگ افتاد و سها رو شناختی,بدون من تولدت رو فراموش نکرده بودم...
تولدت مبارک
بتاریخ 16فروردین 96
تا ماه تا سکوت...ما را در سایت تا ماه تا سکوت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13