مگه میشه تو رو دوست نداشت؟

خرید بک لینک
دیشب خواب دیدم,توی یه پیاده رو دارم راه میرم,یهو صدای پا میشنوم,برمیگردم,تو بودی...خودمو کنار کشیدم که رد شی,رسیدی و رد شدی...یهو قدمهاتو آهسته کردی تا بهت برسم,اروم شروع کردی به خوندن یه شعر دوبیتی برام,توی خواب شعر آشنایی بود برام اما بیدار که شدم,نه,فقط یادمه مفهومش وبلاگ دوست کلمه داشتن بدون دلیل بود... وبلاگ دوست کلمه داشتن من از طرف تو و اینکه,احساس رو ن وبلاگ میشه کلمه خفه کرد! من سکوت کردم و تو به راهت ادامه دادی و من به این فکر میکردم که چطور میتونی بعد از اینهمه سال تازه بگی وبلاگ دوست کلمه م داری!

صبح بیدار شدم و اولین کاری که کردم این بود که به تو سلام کنم ,گفتم خوابتو دیدم و گفتی آنچه که نباید...گفتی حرفی رو که تا الان تنم داره میلرزه,روحم داغونه و قلبم تند تند میتپه...گفتی که سه روزه طلاق گرفتی...تو که آدم جدایی نبودی...گفتی که فهمیدی عشقت یک طرفه بوده...

انگار دارم خواب میبینم...یه خواب تلخ

تصور خوشبخت بودنت تنها چیزی بود که تمام این سالها آرومم میکرد...حالا باید چجوری آروم شم؟شب و روزم وبلاگ میشه کلمه فکر تنهایی تو...فکر غم دل تو...حتی فکر اینکه چرا اینهمه سال دیر؟؟؟

تا ماه تا سکوت...

ما را در سایت تا ماه تا سکوت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 14:23

صفحه بندی